باور کنیم دانش و آموختن لازم است

آن ها هم مثل ما ...

✅ در سال های اولی که به کانادا رفته بودم، برای گذران زندگی و تحصیل باید هر کاری می کردم. آگهی ای در روزنامه دیدم برای استخدام یک Manager Trainee که فکر کردم یعنی کارآموز مدیر یا دستیار مدیر. با توجه به اینکه تخصص خاصی طلب نکرده بود و مدارک زیادی نمی خواست تلفن زدم و قراری گرفتم برای مصاحبه. در روز موعود بهترین کت و شلوار و کراواتم را پوشیدم و اول صبح به آدرس مربوطه رفتم. پسر نوزده بیست ساله ای که از من هم جوانتر بود با شلوار جین با من مصاحبه کرد و سوالاتی بی معنی پرسید. مهمترین مسئله اش این بود که من هنوز فرانسه نمی دانستم، اما دلداری داد که همه چیز درست خواهد شد. چند روز بعد با من تماس گرفتند و بعد از تبریکات مربوطه خواستند که ساعت 7 روز دیگری برای شروع دوره آموزش به همان دفتر بروم. آموزش آغاز شد و ما در روز دوم فهمیدیم که کارمان فروش جارو برقی در خانه های مردم است! برای فرا گرفتن این کار هر روز 6 تا 8 ساعت تعلیم دیدیم. تمام جاروبرقی های کانادا را شناختیم، بازار کانادا و منطقه را بررسی کردیم، تمام قطعات جارو برقی مربوطه را (Filter Queen) چشم بسته باز و بسته کردیم، یاد گرفتیم که با مشتری چه بگوییم، چطور مجابش کنیم، چطور قرارداد بنویسیم و چه زمان تخفیف بدهیم و یا قرارداد قسطی تنظیم کنیم . . . و خیلی چیزهای دیگر. تازه بعد از طی دوره شدیم وردست و چند هفته در کنار متخصصین فروش جارو برقی هربار به مدتی بیش از دو ساعت در خانه های مردم گذراندیم تا شاید روزی جارو برقی فروش اول بشویم!

✅ بیست و دو سال بعد در اولین روزهایی که به ایران برگشته بودم وقتی تنها به اصفهان می رفتم در پاسگاهی نزدیک اصفهان جلوی ماشینم را گرفتند. ترسیدم و مطمئن بودم که برایم گرفتاری درست شده. اما سرباز جوانی جلو آمد و از من خواست که افسر وظیفه ای را با خود به اصفهان ببرم! جوان از شهرستانی دیگر بود. از او پرسیدم که در آن پاسگاه چه می کند؟ طبق معمول درد دلها شروع شد که دو سال شبها نتوانسته راحت بخوابد و خوشحال است که بالاخره کارش دارد پایان می گیرد. باز پرسیدم که کارش چیست؟ گفت که او عضو تیمی است که بعد از تصادف های مرگبار باید اولین گروهی باشند که در صحنه حاضر می شوند. هیجان زده پرسیدم وظیفه مشخص او چیست؟ دیدم گنگ نگاهم می کند. پرسیدم بالاخره حتما (پروتکل) دستورالعمل های خاصی را دنبال می کنید و کار تو هم باید معلوم باشد. بیشتر گیج شد. نهایتا پرسیدم که چقدر برای حضور در این تیم تعلیم دیده ای؟ اینبار دیگر مطمئن شد که من بیمار روانیم! گفتم پس از کجا می دانید که از نظر قانونی، از نظر پزشکی، ایمنی جاده، آتش سوزی احتمالی، رسیدگی به مجروحین، کروکی تصادف، تحقیق درباره نحوه تصادف و مقصرین احتمالی و . . . بسیار کارهای دیگری که در تخصص من نیست، چه باید بکنید؟ جواب داد ما هر کاری سرهنگ بگوید می کنیم!

✅ در اینجا من حتی قصد ورود به تقلب در آموزش و مدارک قلابی را ندارم، مهمتر اینجاست که اصولا اعتقادی به آموزش و دانش وجود ندارد. نادانی آن مرد جوان مشکل غیرقابل حلی نیست، بی اعتقادی او و عموم مردم به "دانستن" مسئله اصلی است. مردم ما در حالی که بدون استثنا درباره وظایف رئیس جمهور نظر می دهند هنوز نمی دانند چطور باید رانندگی کنند و بدتر از آن نمی دانند چطور در خیابان و حتی در پیاده رو راه بروند، چطور سوار اتوبوس بشوند، کجای اتوبوس بایستند، چطور پیاده شوند . . . و اعتقادی هم ندارد که برای اینها "دانستن" و "آموزش" لازم است!

✅ نتیجه اینکه نماینده های مجلس مان هم همانقدر تربیت نشده اند که رنگرز، لوله کش، معلم، مدیر، . . . و همه ی دیگران!

✍️شهریار عامری

@rezashajie




ادامه مطلب
[ پنج شنبه 19 مرداد 1396  ] [ 05:58 ب.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

📌مساجد اتوبوسي و جوانان پياده!

📌مساجد اتوبوسي و جوانان پياده!

دوستي مي‌گفت: مساجد امروز ما، هم‌چون #اتوبوس شده‌اند! پشت سر امام جماعت چند رديف تشکيل شده از صندلي؛ امام جماعت نیز هم‌چون #راننده است. گويا اصل هم بر صاحبان صندلي است و ايستادگان در حاشيه‌اند. 

گاه و بي‌گاه مي‌شنويم فلان گروه جوان و با دغدغه شروع به کار فرهنگي کردند. مي‌گوييم: الحمدلله! جوان مومن و انقلابي در اين زمانه نعمتي است! اما با کمال تعجب بعد از چند مدت مي‌شنويم جوانان مسجد با حاکمان مسجد (بخوانيد #پيرمردان) به اختلاف برخورده‌اند و تمرد همانا و بيرون انداختن از مسجد همانا...

اي کاش جوانان مسجد، خود را «حاشيه مسجد» تلقي نمي‌کردند.
چرا اعضاي پايگاه و کانون در نماز‌هاي جماعت و ساير برنامه هاي مسجد حضور کم‌رنگي دارند؟
آنان که فرايندهاي تربيتي و تشکيلاتي را مي‌توانند طراحي کنند حتما از پس تنظيم برنامه‌هاي مناسبتي مسجد (اعياد، محرم، ادعيه هفتگي،‌ تلاوت قرآن و ...) بر‌ مي‌آيند.
آنان که مي‌توانند برنامه‌هاي تابستانه و مراسم‌هاي چند ده میليوني برگزار کنند آيا در تامين مالي برنامه‌هاي رايج مسجد ناتوانند؟ #تغيير يا #نفوذ در ترکيب هيئت امنا هم دور از ذهن نيست...

اشکالات خرد و کلان فرهنگي ساختاري در مديريت مساجد وجود دارد اما سعي کنيم درد و درمان را از خود بدانيم...
از خود بطلب هر آن چه خواهي که تويي

✅ در #سنگر_مسجد همسنگر شوید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEA5ZYOgjGdAMADyNQ




ادامه مطلب
[ یک شنبه 15 مرداد 1396  ] [ 02:09 ب.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

انتخاب رشته به سبک رسانه ملی

وقتی در #کنکور سراسری قبول شدم، درمورد انتخاب رشته سراغ این و آن میرفتم و #مشاوره میگرفتم. یکی از بزرگترها گفت برای انتخاب رشته به سه چیز توجه کن و آنچنان حکیمانه گفت که مسیر زندگی مرا جهت دهی کرد:
1. ببین #استعدادت چیست؟
2. نیاز #امت_مسلمان در چه چیزی بیشتر است؟
3. در کدام رشته بیشتر میتوانی به #حکومت_اسلامی خدمت کنی؟
* * *
امروز شبکه یک #رسانه_ملی داشت به کنکوری های امسال مشاوره میداد که چگونه انتخاب رشته کنید.
کارشناسی که مشاور نونهالان برخاسته از آموزش و پرورش جمهوری اسلامی بود در یک جدول کاملا توضیح میداد که کدام رشته #پول و #ثروت بیشتری برای شما فراهم خواهد کرد. درآمد فلان رشته پنج میلیون تومان در ماه است، مدرک فلان رشته برای گرفتن مجوز بهمان شغل را چند میلیون تومان اجاره میدهند و...
* * *
#چه_گوارا کمونیست بود اما برای نجات محرومین و #مستضعفین _ نه برای پول _ سراغ رشته پزشکی رفت. همین!




ادامه مطلب
[ چهارشنبه 11 مرداد 1396  ] [ 05:28 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

ایستا، روستایی پویا در طالقان 

بسم الله الهادی 

ایستا، روستایی پویا در طالقان 

هر بار که در ارایه مباحث غربشناسی صحبت از کنار گذاشتن تکنولوژی می رسید مثال روستایی در طالقان را می زدم.
این بار کسی بعد از مطرح کردن مثال گفت می تواند بازدیدی از آن روستا را هماهنگ کند.

بالاخره بعد از چند ماه، امروز موعد دیدار از این روستای باصفا فراهم شد.
بعد از ورود به محوطه زیبای ایستا، چند لحظه مبهوت نظم هیزم های دسته شده، درهای چوبی زیبا و درختان بلندقامت آنجا شدم.
آرام آرام به سمت منطقه مسکونی روستا رفتیم. 
11 خانه محصور، یک خانه برای مهمان ها، چند اصطبل با اسبان بسیار فاخر بیش از 10 میلیارد تومان ارزش و...
بسیار باصفا بود و از همه جالب تر برخورد بزرگ روستا، آقای ضیایی بود. پیرمردی بسیار مودب و خوش برخورد که برای ما تک تک اماکن را توضيح داد.

وصف روستا قطعا در این مجال نمی گنجد اما برایم جالب بود که اهالی روستا برق و بالطبع متعلقات برقی را از زندگی شان حذف کردند و حذف برق یعنی زندگی دیگری، یعنی مواجهه دیگری با طبیعت و مخلوقات الهی... 

بعد از دیدار با اهالی باصفای روستا یکی از دوستان گفت آنقدر اطلاعات آن ها از مسائل روز دقیق بود که فکر کردم تلگرام دارند!! اما آنجا نه برقی داشت و نه وسائل برقی آنجا حضور داشتند!! 


🆔 @Jabbarpur




ادامه مطلب
[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 08:26 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

ابوعلی سینا فقط یک دکتر علفی نبود!

در مملکتی که فلسفه اسلامی در حوزه‌های علمیه‌اش به این دلیل باقی مانده که فقها از خطر ماتریالیسم فلسفی ناشی از نفوذ احزاب مارکسیستی هراس داشتند - آن‌هم در حالی که چند سال قبل مدرس فلسفه را در قم نبش قبر کرده بودند و کوزه آبی را که فرزند مدرس دیگر فلسفه از آن آب خورده بود، آب می‌کشیدند - طبیعی است که شیخ‌الرئیس بوعلی‌سینا هم تا حد مبلغ آگهی شامپو ضد ریزش مو در تلویزیون پایین بیاید، البته آن‌هم نه به عنوان فیلسوف بزرگ، که به عنوان پزشک، که البته در اینجا چیزی بیشتر از «دکتر علفی» نیست. 
وقتی آخرین پروبلماتیک فلسفه ایران پاسخگویی به شبهات ضددینی مارکسیست‌ها بوده، پروبلماتیک تبلیغ علف‌فروشی در مقابل دوای خارجی هم برای علوم ایران ممکن است. 
@RezaNassaji




ادامه مطلب
[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 08:16 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

مسجد ستاد مسلمین است/ باید باشد

📌خاطره‌ای به نام «ستادِ مسلمین»!

مساجد ما به قدری از کارکردهای ذاتی خود دور افتاده‌اند که حتی سنتی‌ترین تکالیفشان را هم رها کرده‌اند.
دیگر حتی در مسجد محل، یک کلاس ساده‌ی #قرآن هم تشکیل نمی‌شود. سیر قهقراییِ تخلیه‌ی هویتیِ مساجد به ماموریت‌های بدیهی و ‌اولیه‌اش رسیده.
روزگاری بر مبنای اصلِ راهبردیِ «مسجد #ستاد_مسلمین است» از فعالیت هنری گرفته تا تأمین نیازهای اجتماعی و انتظامی و اقتصادیِ مردم در مسجد سامان می‌گرفت. به تدریج و با بازگشت اندیشه‌های غیرانقلابی به فضای مساجد، نه خبری از گروههای سرود و تئاتر بود و نه هیچ نشانه‌ی دیگری از «ستاد مسلمین»!
چهاردیواریِ اجتناب‌ناپذیری برای ترحیم #اموات ماند و تدابیر عدیده برای درآمدزایی از مسجد.
تک و توک کلاس قرآنِ ساده باقی بود که بساط آن را هم جمع کردیم و بچه‌های مردم را فرستادیم #فرهنگسرا یا مدرسه‌ی غیرانتفاعی تا پول بدهند و در تابستان الفبای قرآن یاد بگیرند.
وقتی وضع ستاد مسلمین اینگونه باشد، چه جای گله از وضع مسلمین!

@ebteda_ir
✅ در #سنگر_مسجد همسنگر شوید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEA5ZYOgjGdAMADyNQ




ادامه مطلب
[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 08:11 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

دفاع از مستضعفان عالم نه سپر دفاعی

🔥#حزب_الله_فعال🔥(3)

از آن روز که آقاسیدروح‌الله فرمود «ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم.» سال‌ها می‌گذرد. 

کاری به این ندارم که چقدر برای تحقق این موضوع، حزب اللهی‌ها تلاشی کرده‌اند طی این بیست سی سال! چقدر فعالیت هدفمند غیرحکومتی سازماندهی کرده‌اند؟ چقدر برای اقدامات حکومتی به دولت‌ها امر به معروف کرده‌اند حتی؟ 
نه اصلاً تو بگو چندتا حزب‌اللهی اصلاً از این جملات آقاسیدروح‌الله خبر دارند؟

⛔️کل تعریف ما از مستضعفین، جماعت فلسطین و سوریه و لبنان‌اند احتمالاً، که آن ها را هم البته بیشتر از این که خودشان برایمان مهم باشند، اهمیتشان را به این می‌دانیم که سپر انسانی ما هستند و اگر به آن ها کمک نکنیم، فلان ارتش می آید سر وقت خودمان و فاتحه. بعد هم با همین نگاه پرت و پلایی که داریم، می نشینیم و هی پاسخ به شبهه، هی بنویس و سخنرانی کن و مصاحبه بده که ما چرا در فلان نقطه از عالم داریم می جنگیم؟ 

💥معلوم است وقتی خمینی نخوانی و بین بقیه حرفش را پخش نکنی، باید بیایی از منافع ملی غیرانسانی ات بگویی برای توجیه وظایفت در حمایت از محرومین عالم!

بگذریم...

🔥به هر حال، امروز، تک‌و‌توک گروه‌هایی هستند که واقعاً مستضعفین را از سر وظیفه‌ای که نسبت به آن‌ها داریم، کمک می‌کنند و به یاریشان می‌روند. یکی از این تک‌و‌توک گروه ها، اعلام عمومی کرده برای جمع‌آوری کمک به مردم مستضعف هند!

https://t.me/ShahidRahimi/1032

❗️البته تو می‌توانی بنشینی و وقتت را صرف توجیه این که چرا به مردم سوریه کمک می‌کنیم کنی و باز بگویی برای حفظ خودمان است. اما اگر از تو پرسیدند چرا به هند کمک می کنی، خواهش می کنم سکوت کن و چیزی نگو. بگذار این تحلیل‌های آبکی را فقط برای همان طرف بدانند. این طرفی‌ها نه کنار اسرائیل غاصب اند و نه سپر انسانی ما مقابل داعش! مستضعفند. همین! 

🔥اگر خواستید بیش‌تر از کارشان سر در بیاورید و احیاناً کمکی کنید یا حتی کاری مشابه‌شان راه بیندازید، رابط‌شان این آی‌دی است: @Shr_75


💥امام روح الله: ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم. و این را باید از اصول سیاست خارجی خود بدانیم. ما اعلام می‌کنیم که جمهوری اسلامی ایران برای همیشه حامی و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است. و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامی و آسیب‌ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تأمین و آنان را به مبانی عقیدتی و تربیتی اسلام و همچنین به اصول و روشهای مبارزه علیه‌ نظام‌های کفر و شرک آشنا می‌سازد. (صحیفه امام-ج21-ص91)

—------------------------------------
☎️ @antihezbolahi_admin
@antihezbolahi  🌐




ادامه مطلب
[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 08:12 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

حزب‌اللهی مشرک هم داریم؟!

💥برآشفته می‌شود که: پس دست آخر بگو ما مشرکیم دیگر‌.

🔥می‌گویم خب وقتی خدای ما فقط امر به نماز و حجاب و منع شراب کرده و کار بقیه چیزها ندارد، قطعا این خدا هزار بار فرق دارد با آن خدایی که علاوه بر همه این«اقیموا الصلاة»‌ها، این را هم گفته که «کونوا قوامین لله شهداء بالقسط»

🙄مشرک شاخ دارد یا دم؟

—----------------------------------
☎️ @antihezbolahi_admin
@antihezbolahi  🌐


ادامه مطلب
[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 08:09 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

امربه معروف و نهی از منکر به زبان روز

تحقق امر به معروف و نهی از منکر در روزگار ما، در گفت‌وگوی انتقادی با صاحبان قدرت است، نه درگیری مردم با یک‌دیگر در کوچه و خیابان و مترو.»👇
....................................................................................


پس از چهل سال

رضا بابایی
در میان همۀ اصول و فروع دین، هیچ اصل یا فرعی را نمی‌یابید که به اندازۀ امر به معروف و نهی از منکر، دچار ابتذال و انحطاط شده باشد. استاد مطهری می‌گفت: «من می‌ترسم زیانی که ما از راه امر به معروف و نهی از منکر جاهلانه کرده‌ایم، یا صدمه‌هایی که از این راه به اسلام زده‌ایم، از زیان ترک امر به معروف و نهی از منکرمان بیشتر باشد.»(مجموعۀ آثار، ج17، ص287). بیش از چهل سال از روزگار مطهری می‌گذرد و آن زیان‌ها و جهالت‌هایی که او از آن می‌ترسید، اکنون چهل برابر شده است. مسلمانان شنیده‌اند که باید امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ اما کسی به آنان نمی‌گوید در روزگاری که رسانه‌ها هزاران گونه برنامۀ صوتی و تصویری و نوشتاری دربارۀ منکرات پخش و منتشر می‌کنند، امر به معروف و نهی از منکر در مترو و خیابان و کوچه ‌معنا ندارد. 

امر به معروف و نهی از منکر برای چیست؟ اگر برای آگاهی دادن به دیگران دربارۀ امور پسندیده یا منکرات است، اکنون کیست که نداند معروف چیست و منکر کدام است، تا نیازی به توضیح و تشریح دیگران در کوچه و خیابان داشته باشد؟ اگر برای تأثیرگذاری اخلاقی است، «به عمل کار برآید به سخندانی نیست.» اگر برای اصرار و تکرار است، این کار را هم که صدها رسانۀ صوتی و تصویری و نوشتاری و ده‌ها کتاب درسی و واحدهای تحصیلی در دانشگاه و سخنرانان و نویسندگان ترویجی و...، برعهده گرفته‌اند؟ همۀ کسانی که به وجوب امر به معروف و نهی از منکر فتوا داده‌اند، بی‌درنگ افزوده‌اند که وجوب آن، «کفایی» است؛ یعنی «اگر افرادی - به قدر کفایت-  به انجام آن اقدام کنند، از دیگران ساقط می‌شود.»(آیت الله صانعی، فقه و زندگی، ج11، ص15). آیا اکنون به قدر کفایت دربارۀ – مثلا – حجاب، امر به معروف و نهی از منکر نشده است؟ 

همچنین همۀ فقها در امر به معروف و نهی از منکر شرط کرده‌اند که باید بدون آبروریزی و زیان باشد و باید «احتمال تأثیر در مورد آن شخص داده شود، و ضرری برای خود او نداشته باشد، و باید تناسب را بین ضرر احتمالی و اهمیت منکری که از آن نهی می‌کند، ملاحظه نماید. در غیر این صورت، امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب نیست.»(اآیت الله خامنه‌ای، اجوبة الاستفتائات، ص۲۳۲)

 به عبارت دیگر، در امر به معروف و نهی از منکر، سه هدف را می‌توان تصور کرد: 
1. آموزش؛ 
2. یادآوری و تکرار؛  
3. اجبار.

در زمانۀ ما امر به معروف و نهی از منکر به قصد آموزش، تقریبا بی‌‌معنا است؛ زیرا مثلا کسی که حجاب را برنگزیده است، از آن رو نیست که حکم حجاب را در فقه اسلامی نمی‌داند و نیازمند آموزش است. بله؛ روزگارانی بوده است که برخی از مردم نمی‌دانستند مثلا نظرگاه فقه دربارۀ حجاب یا شراب چیست و آگاه‌سازی آنان جز از طریق گفت‌وگوهای زنده و رودررو در کوچه و خیابان ممکن نبوده است. اما اکنون چنین گفت‌وگوهایی بی‌فایده است؛ مگر اینکه هر دو سوی گفت‌وگو علاقه‌مند و مایل به آن باشند. 


 تکرار و یادآوری رودررو در کوچه و خیابان و جنگل و دریا و مترو هم بیهوده است؛ زیرا صدها رسانه و نهاد و مؤسسه، شبانه‌روز مشغول برنامه‌سازی و یادآوری و تبلیغات گسترده‌اند. 
اجبار نیز مبنای شرعی و عقلی و عرفی ندارد و اگر هم داشته باشد، وظیفۀ حکومت است، نه مردم؛ وگرنه به هرج‌ومرج و ناامنی عمومی می‌انجامد که خود بزرگ‌ترین منکر است. 

به گفتۀ برخی دین‌شناسان معاصر، تحقق امر به معروف و نهی از منکر در روزگار ما، در گفت‌وگوی انتقادی با صاحبان قدرت است، نه درگیری مردم با یک‌دیگر در کوچه و خیابان و مترو.  

رضا بابایی
@RESANEYE_MA




ادامه مطلب
[ چهارشنبه 4 مرداد 1396  ] [ 06:29 ب.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

وقتی پاسدارها به رئیس‌جمهور خامنه‌ای اعتراض کردند!

یقه‌گیری از رئیس‌جمهور در جبهه پس از پذیرش قطعنامه
رئیس‌جمهور خامنه‌ای: «ممکن است بگویید خب مگر دولت زیر نظر رئیس‌جمهور نیست؟ نه، جوابش نه است.»
یقه‌ی آقای خامنه‌ای را گرفته بود و می‌گفت چرا دو سال پیش نیامدید؟ آقای خامنه‌ای: «آقا حالا که آمدیم برادر، حالا کوتا بیا» همان‌جا که بحث می‌کردند دشمن اطراف منطقه را بمباران کرد. آقای خامنه‌ای: «هشداری بود به بنده و ایشان، که حالا این‌جا یقه‌ي هم را نگیریم.» 
حجت‌الاسلام خامنه‌اي تا قبل از رياست‌جمهوري(سال60) در جبهه‌ها حضور داشت اما پس از آن، سال‌ها بود كه جبهه نرفته بود. اواخر تيرماه چند روز پس از پذيرش قطعنامه به جبهه‌ي خوزستان رفت.
به پاسدارها می‌گفت امام اجازه نمی‌داده به استان‌های جنگی برود. می‌گفت امام بارها به او و هاشمی گفته وقتی او یا هاشمی با هواپیما به جایی می‌روند و امام خبردار می‌شود تا وقتی هواپیما سالم بنشیند قلبش می‌لرزد؛ «خب ما نمی‌خواستیم بلرزانیم قلب امام را.» می‌گفت حالا هم که آمده به سختی امام و سران قوا را راضی کرده است.
سوال‌ها از آقای خامنه‌ای تنها چرایی نیامدن به جبهه نبود؛ از او به‌عنوان رئیس‌جمهور درباره‌ي عملکرد دولت در جنگ می‌پرسیدند. گفت از دولت بپرسید؛ «ممکن است بگویید خب مگر دولت زیرنظر رئیس‌جمهور نیست؟ نه»
 رييس‌جمهور حرف‌هایی زد که می‌توانست ذهن‌های خسته‌ي فرماندهان از سختی‌های آخر جنگ، پذیرش ناگهانی قطعنامه و ... را آشفته‌تر کند. گفت بر اساس قانون اساسی نمی‌تواند وزیری را که می‌داند کارش غلط، ناقص و ضعیف است بردارد. گفت: «نخست‌وزیر را قبول نداشتم.» اما چون امام گفت منصوب کردم و تا الان از او حمایت کرده‌ام.
ماجرا برمی‌گردد به سال64، آقای خامنه‌ای پیش از دور دوم ریاست‌جمهوری به نتیجه رسیده بود که ميرحسين موسوی نخست‌وزیر مطلوبی نیست. بنا داشت در انتخابات64 نامزد ریاست‌جمهوری نشود، اما امام قبول نکرد. گویا امام پذیرفت انتخاب نخست‌وزیر با رئیس‌جمهور باشد. موعد انتخاب نخست‌وزیر لابی‌ها شروع شد اما حرف‌های محسن رضایی به امام درباره‌ي این‌که تغییر نخست‌وزیر به نفع جنگ نیست و در جبهه‌ها تاثیر منفی می‌گذارد امام را مصمم کرد تا مانع تغییر نخست‌وزیر شود. امام مصمم بود و وساطت‌ها هم تأثیری نداشت. رئیس‌جمهور هم مصمم به تغییر نخست‌وزیر بود. ناگزیر نامه‌ای به امام نوشت: «اگر حضرتعالی تشخیص می‌دهید که باید مهندس موسوی را معرفی کنم، حکم کنید، شما رهبر هستید. شما روز قیامت جواب دارید، ولی من جواب ندارم کسی را که مصلحت نمی‌دانم نخست‌وزیر کنم، مگر این‌که حکم ولی‌فقیه بالای سر او باشد.»  
ناطق نوری می‌گوید با مهدوی‌کنی و تنی چند برای حل ماجرا به دیدار امام رفتند. امام راضی نشده بود حکم بدهد. گفته بود به‌عنوان یک شهروند نظر می‌دهم. ناطق می‌گوید پس از این جلسه به دیدار رئیس‌جمهور رفته است و ماجرا را شرح داده و گفته: «این دیگر حکم است و امام فقط لفظ حکم را نگفتند. امام تا آخر ایستاده است این‌که ایشان می‌فرمایند جز موسوی خیانت به اسلام است، حکم است.»  
رييس‌جمهور ناچار موسوی را برای نخست‌وزیری معرفی کرد. وزرا نیز با حکمیت انتخاب شدند. آقای خامنه‌ای به پاسدارها می‌گفت: «آن وزیری که من تعیينش نکردم، با حکمیت آمده، آن حرف مرا گوش نمی‌کند.» 
او گفت: «جنگ مسوولیتش با من نیست، حالا هم نبوده دیروز هم نبوده. عرض کنم از سال62 به این طرف، بنده هیچ‌گونه مسوولیتی در جنگ ندارم.»
انتصاب نخست‌وزیر بدون رضایت رئیس‌جمهور تفرقه‌ی زیادی در مجلس و مسوولین به‌وجود آورد. حالا رزمنده‌ها نیز در جریان قرار می‌گرفتند و به نظر می‌رسد اين امر در موضوعات سال‌های پس از جنگ نیز تاثیرگذار بوده که نیازمند بررسی و تحقیق است. 
نکته‌ی دیگر این‌که درباره‌ي نقش دولت در جنگ، نمی‌شود فرماندهان سپاه از سویی تمام تلاش خود را برای ابقای نخست‌وزیر و دولت به کار گیرند و از سوی دیگر در محافل مختلف از نارضایتی‌شان از پشتیبانی دولت در جنگ بگویند. اگر فرماندهان سپاه معتقدند که نظر آقای رضایی نظر شخصی او بوده است، رضایی باید پاسخگوی این اقدام باشد. سردار محققي(محقق) از فرماندهان وقت لشکر27 و از فرماندهان ارشد فعلی سپاه می‌نویسد چرایی تلاش آقای رضایی برای ابقای موسوی موضوع مهمی است که حتما باید به آن پرداخته شود و ادامه می‌دهد: «دلایل ارایه‌شده توسط ایشان(محسن رضایی) و توضیحات درباره‌ي آن، تاکنون نتوانسته بسیاری از رزمندگان حاضر در صحنه‌های نبرد، سیاسیون و پژوهشگران را اقناع نماید.»
نکته‌ی آخر این‌که به‌راستی وظیفه‌ي فرماندهان نظامی چیست و تا چه حد باید در امور سیاسی و استراتژیک کشور وارد شوند؟
- سخنان رييس‌جمهور در جمع فرماندهان لشکر 27 در 10 مرداد 67 گفته شده که در کتاب اسرار مکتوم نوشته‌ي سردار محققي منتشر شده است.
- حکم امام و ماجراهای انتصاب نخست‌وزیر از خاطرات ناطق نوری است.
https://t.me/jafarshiralinia




ادامه مطلب
[ چهارشنبه 4 مرداد 1396  ] [ 01:07 ب.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]