لشکر دانشجویان بسیجی به سوی سرزمین های اشغالی

خبرنامه صادق: جمعی از مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های کشور با صدور نامه‌ای خطاب به سردار سلیمانی با اشاره به تأسیس لشگر دانشجویی«طریق القدس» برای نابودی رژیم صهیونیستی، اعلام کردند: افتخار حضور در این باب جهادی را به عنوان نیروهای آماده به رزم خود از ما دریغ نکنید.

به گزاش خبرنامه صادق؛ متن کامل این نامه به این شرح است:

«إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ»

باید همه بپاخیزیم و اسرائیل را نابود کنیم‏ (صحیفه امام، جلد۱۲، ص۱۴۸)

ملت ایران عاشق مبارزه با صهیونیست‌ها است. (امام خامنه‌ای)

سردار سرلشکر سلیمانی،

فرمانده محترم نیروی قدس سپاه پاسداران؛

سلام علیکم؛ با گذشت بیش از ۳۶سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آفتاب آرمان جهانی این انقلاب مبنی بر «نابودی اسرائیل از صفحه روزگار» در افق تحولات منطقه‌ای و جهانی طلوع کرده و سرخی سحرگاه پیروزی از حلقوم بریده شده شهدای مدافع حرم بر آسمان نقش بسته است.

شرایط منطقه خود گواه آن است که انرژی متراکم جهان اسلام در مواجهه با عمال دست‌ساز اسرائیل و استکبار تا حدی ساماندهی شده و رهبران جریانات مقاومت و نیروهای جهادی در اقصی نقاط کشورهای اسلامی با یکدیگر الحاق پیدا کرده‌اند. مجاهدین عراق و سوریه و یمن دست در دست برادران مسلمان و انقلابی خود در فلسطین و لبنان، عزم شکل‌گیری و سازماندهی بسیج جهانی مستضعفین کرده‌اند.

از سوی دیگر دشمنان اسلام نیز در باتلاق‌های خود ساخته و گرداب تصمیمات احمقانه‌شان دست و پا می‌زنند و صدای در هم شکسته شدن ستون‌های اقتدار پوشالین‌شان به وضوح به گوش می‌رسد. امریکا و هم‌پیمانان منطقه‌ای‌اش به سبب شکست‌های مکرر تعادل روانی خود را از دست داده‌اند و تصمیمات عجولانه‌شان عرصه را بر آن‌ها تنگ و تنگ‌تر می‌کند. به ویژه آن که در روزهای اخیر، ائتلاف کثیف عربی، متهورانه دست خود را تا مرفق در خون کودکان و زنان و مردم بی گناه یمن فرو برده است.

با این وصف به نظر می‌رسد فرصت تاریخی برای هزیمت دشمن صهیونیست در حال فراهم شدن است و دانشجویان ایران این نفخه الهی را غنیمت می‌شمارند.

حال و در زمانی که بخش قابل توجهی از توان فکری و اجرایی و رسانه‌ای دشمن معطوف به مذاکرات جاری هسته‌ای شده است، جنبش دانشجویی به اشاره زیرکانه رهبری مبنی بر این که «چه توافق هسته‌ای بشود چه نشود، امنیت اسرائیل تأمین نخواهد شد» واقف شده و برای تحقق آرمان نابودی رژیم غاصب صهیونیستی برنامه‌ریزی عملیاتی نموده است. دانشجویان ایرانی بر آن شدند تا به فرموده پیر مرادشان لبیک گویند که «امروز اسرائیل با تمام وسائل شیطانى تفرقه افکنى مى‏کند بر هر مسلمانى لازم‏ است که خود را علیه اسرائیل مجهزکند» (صحیفه امام، جلد۱۰، ص۱۵۹).

از این رو دانشجویان مسلمان و انقلابی به تأسیس و سازماندهی خودجوش نیروها در قالب یک لشگر عملیاتی با عنوان «طریق القدس» همت گمارده‌اند که اهداف و مأموریت‌های ذیل را پیگیری و متناسب با هریک از آن‌ها دوره‌های آموزشی و آماده‌سازی طراحی و اجرا خواهدکرد:

  1. آموزش نظامی نیروهای عملیاتی
  2. راه‌اندازی و سازماندهی گردان‌های هکری جهت حملات سازمان یافته و هدفمند برای از کار انداختن تأسیسات و کارخانجات مرتبط با صهیونیست‌ها
  3. تأسیس گردان‌های تبلیغاتی و هنری جهت روشنگری افکار عمومی جهان و بیدار کردن فطرت جوانان در قلب کشورهای مستکبر
  4. تهیه و شناسایی فهرستی از فرماندهان و رهبران اسرائیل
  5. تهیه فهرستی از شرکت‌های صهیونیستی که باید اموالشان در جهت منافع امت اسلام مصادره شوند
  6. تهیه فهرستی از رهبران و شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی در جهان اسلام که خدمات مزدوری قابل توجهی به دشمن صهیونیستی می‌کنند

خدا می‌داند که ما برای مبارزه با دشمن پلید صهیونیستی لحظه‌شماری می‌کنیم و در این زمینه از بذل جان و مال دریغ نداریم. ما گروه‌های خودجوش دانشجویی پس از تشکیل و سازمان دهی خود جوش دانشجویی در ذیل «سازمان بسیج دانشجویی» متشکل شده‌ایم و تقاضا داریم تا افتخار حضور در این باب جهادی را به عنوان نیروهای آماده به رزم خود از ما دریغ نفرموده تا در این حرکت خداپسندانه که اجر عظیمی در پیشگاه خدای قهار دارد، شریک باشیم.

جنبش دانشجویی بی‌صبرانه برای اقامه نماز جماعت به امامت امام المسلمین در مسجد الاقصی لحظه‌شماری می‌کند.

در پایان ما دانشجویان ایرانی با آرزوی پیروزی و نصرت همه رزمندگان اسلام و با یاد و بزرگداشت همه شهدای راه حق، از ملت‌های مسلمان و به ویژه دانشجویان و جوانان فرهیخته کشورهای اسلامی و منطقه دعوت می‌کنیم تا ذیل پرچم «لااله‌الاالله» متحد و یکپارچه در تشکل بسیج جهانی اسلام خود را برای نبرد نهایی با جبهه کفر و استکبار و نابودی اسرائیل، این غده سرطانی، سازماندهی کرده و تا نابودی تمامی کفر و شرک از پای ننشینند و بیرق این حرکت را خود بر دوش گیرند که امیدی به حاکمان خودفروخته و منفعت‌طلب برخی کشورها نیست:

«مسلمان‌ها ننشینند که حکومت‌هاشان برایشان عمل بکنند و اسلام را از دست صهیونیسم نجات بدهند. ننشینند که سازمان‌هاى بین‌المللى براى آن‌ها کار بکند. ملت‌ها خودشان باید قیام کنند در مقابل اسرائیل. ملت‌ها باید خودشان قیام کنند و حکومت‌هاى خودشان را وادار کنند که در مقابل اسرائیل بایستند و اکتفا نکنند به محکوم کردن» (صحیفه امام، جلد ۱۵، ص۴۳۹).

«درود بر قدس و بر مسجدالاقصى. درود بر ملت‌هاى بپاخاسته در مقابل اسرائیل جنایتکار؛ و درود بر مسلمانان و مستضعفان جهان». (صحیفه امام، ج‏۱۶، ص: ۱۹۱)

نمایندگان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های جمهوری اسلامی ایران:

  1. بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)؛ سید محمد حسین هاشمی گلپایگانی
  2. بسیج دانشجویی دانشگاه تهران؛ سید محسن میرحاجی
  3. بسیج دانشجویی دانشگاه شریف؛ مهدی انصاری
  4. بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر؛ حامد اقبالی
  5. بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت؛ سید رضا هاشمی
  6. بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر؛ محمد حسین رحمانی
  7. بسیج دانشجویی دانشگاه خلیج فارس بوشهر؛ شجاعی
  8. بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز؛ محمد جهانی
  9. بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز؛ سجاد بیاضی
  10. بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز- واحد خواهران؛ خانم رشیدی و نصیری
  11. بسیج دانشجویی دانشگاه ارومیه؛ جهانگیر اسلام پرست
  12. بسیج دانشجویی دانشگاه بوعلی سینا همدان؛ هادی فتحی اقدم
  13. بسیج دانشجویی دانشگاه بوعلی سینا همدان- واحد خواهران؛ خانم فدایی
  14. بسیج دانشجویی دانشگاه شهید باهنر کرمان؛ اسماعیل شریفی
  15. بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز- واحد خواهران؛ خانم نقدی
  16. بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز؛ مهدی حسن‌زاده
  17. بسیج دانشجویی دانشگاه شاهرود؛ میثم محمدی
  18. بسیج دانشجویی دانشگاه سمنان؛ سید محمد معروفی
  19. بسیج دانشجویی دانشگاه دانشگاه آزاد خرم آباد؛ محمد نوروزپور
  20. بسیج دانشجویی دانشگاه دانشکده فنی مهندسی دانشگاه آزاد خرم آباد؛ برادر بهرامی
  21. بسیج دانشجویی دانشگاه ارومیه؛ علی اکبر تقی زاده
  22. بسیج دانشجویی دانشگاه بیرجند؛ رسول حسین‌پور

 

رونوشت به:

  • سردار سرلشگر محمدعلی جعفری، فرمانده محترم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
  • سردار محمدرضا نقدی، فرمانده محترم سازمان بسیج مستضعفین

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 26 فروردین 1394  ] [ 03:39 ب.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

نقد آوینی دوستی به قلم عصر تدبیر

کم نیستند کسانی که به انگیزه‌های مختلف، افتاده‌اند دنبال شهید آوینی. از نسل‌های مختلف هم در بین این‌ها هستند؛ آدم‌هایی در سطوح مختلف از فهم آوینی. این موج، البته نوپدید نیست و از همان سال‌های اولِ شهادت ایشان، چنین حرکتی پا گرفته بود. از دانش‌آموز و دانشجو گرفته تا فیلم‌ساز و شاعر و نویسنده، هرکدام به نحوی در پی نزدیکی به او بوده‌اند. یکی از صدایش لذت می‌برد، دیگری از روایت فتحش، آن یکی از نوشته‌ها و آثار مکتوبش و بعضی نیز از نقدهای سینمایی‌اش. اصولاً امتیاز ویژه‌ی هنر آوینی، قدرت جذبِ فوق‌العاده‌اش است؛ چه آن زمان که پشت دوربین قرار می‌گیرد و دوربین می‌شود مجرای انتقال فهم و شهودش و چه هنگامی‌که قلم به دست گرفته و کلمات را به خدمت باور عمیقش می‌آورد.

میزانِ گسترشِ گرایش به شهید آوینی در سال‌های اخیر، ظاهراً امیدوارکننده است. به‌ویژه که ما در بسیاری از حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و هنری، تکیه‌گاه مطمئنی برای نورسیده‌ها نداریم. و رجوع و ارجاع به آثار آوینی می‌تواند از تشتت و حیرانی در امانشان نگاه دارد. مسئله اما اینجاست که مواجهه با آوینی، بیش از هر زمان دیگری، همراه با خبط و خطا بوده و هر چه بیشتر، رنگِ فرمالیستی و تشریفاتی به خود گرفته است. ما با جمع قابل‌توجهی از محبان و مریدانِ آوینی مواجه هستیم که با نخستین تماس با آثار و اندیشه‌ی او، تصورِ فتح قله را می‌کنند و می‌پندارند که آوینی همان است که به آن دست یافته‌اند و تمام. خط پررنگی که در نگاه فاتحانه‌ی مذکور به چشم می‌خورد، خلاصه کردنِ آوینی در وجهِ اندیشه‌ورزی و نظریه‌پردازی‌اش است. گو اینکه در فهمِ کامل همین یک وجه هم همان فرمالیسم و شعارزدگیِ و سطحی‌گرایی موج می‌زند. این خط، تازه پیشروتر و متعالی‌تر از خطی است که آوینی را در صدای مسحورکننده‌اش محصور می‌کند و او را پیام‌آور رقّت قلب و اشک و... می‌داند!

نمی‌شود گفت که آوینی هیچ نسبتی با این وجوه ندارد، اما قطعاً تحدید او در این وجوه، عملی ظالمانه است. آوینی اندیشه‌ورز و متفکر بزرگی بوده؛ عارفِ واصل بوده؛ هنرمندِ منحصربه‌فردی هم بوده؛ اما او هیچ‌کدام از این‌ها را برای قعود و رکود و شأن‌طلبی نمی‌خواسته؛ کم نداشته و نداریم علما و عرفا و هنرمندانی که از علم و عرفان و هنرشان، برجِ عاجی ساخته و رفته‌اند تویش و از مردم هم طلبِ تکریم و تحریم می‌کنند و هیچ مسئولیتی جز حفظ شأنِ علمی، عرفانی و هنری‌شان برای خود متصور نیستند. حرف زدن و حرف زدن و حرف زدن. همین و بس. آن‌هم به تقلید از آوینی!

فصل مشترک آوینی‌دوستی‌های جدید، دستاویز قرار دادنِ آوینی‌دوستی، برای فرار از «مسئولیت‌پذیری» و پرهیز از «عمل و اقدام» است. و چه مضحک است جمع بین «آوینی‌دوستی» و «عمل‌گریزی»! وقتی او از «یک راه طی شده» با مخاطبش حرف می‌زند، یعنی که عصاره‌ی حیاتش را پیش روی می‌نهد. راه طی شده‌ی آوینی، «همه‌ی راه» اوست. و نه یکی از ایستگاه‌هایش. برای او «بیل زدن برای خدا در روستاها» با دوربین به دوش گرفتن و رفتن در دل آتش، یک صورت دارد؛ چون هر دو را «مسئولیت» خود می‌داند.

همین وجه است که در فرآیندِ «تحدید آوینی» فراموش می‌شود و همین وجه هم است که جایش به شدت در جمع نیروهای نورسیده‌ی انقلاب خالی است. نسل نوی جبهه فرهنگی انقلاب، در فازِ فرهیختگی سیر می‌کند و قله‌ی متصورش «آوینیِ متفکر»ی است که آرای آنچنانی صادر می‌کند و می‌نشیند به نقد فلان جریان فرهنگی و ضدفرهنگی یا بهمان فیلم و کتاب. با این تشبثِ سطحی به آوینی و امثال اوست که جبهه فرهنگی انقلاب، می‌شود مجمعِ ایده‌پردازان و اهالی اتاق فکر و کارگروه اندیشه و حلقه‌ی رصد و هسته‌ی تحلیل و آسیب‌شناسی و... یعنی همه‌اش حرف و باز هم حرف! با این حساب، عرصه‌ی اصلی، که محل عینیت یافتن ثمره‌ی اندیشه‌هاست، خالی می‌ماند. بسیاری از نیروها، با در پیش گرفتنِ مشی تتبعی، از زیر کار درمی روند و اقدام و عمل را مخصوصِ طبقه ای خاص از انقلابی‌ها می‌دانند که چیزی از کتاب و مقاله و نظریه و... سرشان نمی‌شود! جالب اینجاست که لااقل در عرصه‌ی فرهنگی، انقلاب اسلامی، کمترین فقر تئوریک و نظری را دارد و بیش از آنکه محتاج آسیب‌شناسی و این قبیل عاداتِ سندرومیک باشد، نیازمند آستین‌هایی بالازده است که باری از روی دوش انقلاب بردارد. آستین‌هایی از جنس آستین‌های آوینی که جز برای اقدام و عمل بالا زده نشود. فکر و اندیشه و تتبع در مرام آوینی، برای حرکت و اقدام و عمل مسئولانه است. و آوینی‌دوستی یعنی پیوند مدامِ نظر و عمل.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 26 فروردین 1394  ] [ 03:36 ب.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

روایات با طراحی گرافیکی درباره اهمیت ماه رجب

کاری از ما در مسجدنما

http://masjednama.ir/post/ahamiat-rajab

این الرجبیون؟

یکی از مخاطبان روایاتی در مورد اهمیت ماه مبارک رجب المرجب برای ما ارسال کردند. ما هم با بازطراحی روایات، این پنج طرح رو تقدیم شما می‌کنیم. اندازه طراحی شده، آ4 است. ولی با توجه به کیفیت بالا (به ویژه در فایل پی دی اف) میتونید طرح‌ها رو تا چهار برابر بزرگتر به صورت پلات و تا 10 برابر بزرگتر (2 در 3 متر) به صورت بنر چاپ کنید.

دریافت فایل پی دی اف (PDF) روایات
حجم: 1.53 مگابایت

 

دریافت فایل تصویری روایات (روی تصاویر تلیک کنید):

 

 

 

 

 

  • ۹۴/۰۱/۲۵
  •  
  •  

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 26 فروردین 1394  ] [ 08:38 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

ننه قربون رفت

کارگردان مستند «ننه قربون»:
ننه قربون درگذشت اما یادمان شهدای اهواز ساخته نشد
 
فاطمه میرحبیبی از زنان مجاهدی است که در ۸ سال دفاع مقدس در پایگاه علم‌الهدی اهواز لباس‌های آغشته به خون رزمندگان و شهدا را می‌شست. او چند روز پیش در حالی فوت کرد که به آرزویش برای ساخت یادمانی برای شهدا در این پایگاه دست نیافته بود.
  

به گزارش عروج؛ هیچ آرزویی برای خودش نداشت. تنها آرزویش ساختن یک یادمان برای شهدایی بود که تکه‌های بدنشان را در «چایخانه» دفن کرده بودند. کسی چه می‌داند شاید در لحظه آخر هم به همین فکر می‌کرد، به سال‌هایی که بی‌هیچ منتی لباس‌های غرق در خون رزمندگان و شهدا را می‌شست و وقتی تکه‌ای از بدن آنها را در میان لباسی می‌دید، بغضش می‌ترکید و بی صدا گریه می‌کرد.

خودش می‌گفت: چه بگویم از خواهران اهوازی که گریه می‌کردند و لباس‌های خونی را می‌شستند. فقط لباس هم نبود، برانکارهای خونی را می‌آوردند و شب تا صبح در آب می‌خواباندند تا اینکه گوشت و پوست مجروحین و شهدا از آن جدا شود و فردایش بتوانیم آنها را بشوئیم. کاش بودید و می‌دیدید. با گفتن چطور می‌شود مطلب را رساند؟ واقعا دریای خون بود، ندیدید که! گوشت و پوست و خون به این لباس‌ها چسبیده بود. اگر الان بود می‌گفتید بی‌اندازید دور این لباس‌ها را، آن هم چه مقدار؟ کوه لباس بود، از نیروی دریایی بگیرید تا سپاه و بسیج و هواپیمایی، همه لباس‌هایشان آنجا می‌آمد. نزدیک عملیات که می‌شد، شب‌ها هم خانم‌ها تا صبح لباس می‌شستند. چقدر از اعضا و جوارح شهدا آنجا دفن شد، فقط خدا می‌داند. من پیش خودم می‌گفتم این مادران شهدا فقط می‌دانند بچه‌شان شهید شده، خدا را شکر از کیفیتش بی‌اطلاع هستند، چه طور می‌شود توضیح داد؟ وقتی جگر سفید رزمنده را لای لباس‌هایش می‌دیدم. یک مورد و دو مورد نبود که.

ننه قربون درگذشت اما یادمان شهدای اهواز ساخته نشد

 

و واقعا هم تحملش سخت است که 8 سال با این شرایط زندگی کنی و حالا ببینی که «چایخانه» شده تالار عروسی و رستوران. چرا دقیقا اینجا؟ حتی در دل اروپا هم که منکر خدا شدن چیز غریبی نیست، برای سربازان وطن احترام خاصی قائل می‌شوند و همیشه به آنها احترام می‌گذارند اما در این گوشه دنیا، در جایی که می‌گویند شهدا نمردند بلکه آنان زنده هستند و در بارگاه پروردگارشان بهره مندند، اینگونه مدفن پاره‌های تن شهدا را گرامی می‌دارند!

فاطمه میرحبیبی، معروف به خانم سادات از زنانی بود که در طول 8 سال دفاع مقدس در پشت خط مقدم جبهه‌های جنگ در چایخانه اهواز یا پایگاه شهید علم الهدی مشغول خدمت به رزمندگان و جبهه بود. او چند روز پیش با این آرزو که بعد از 25 سال یادمانی در پایگاه شهید علم الهدی برای شهدایی که اعضای بدن آنها در این مکان مدفون است، ساخته شود، چشم از این دنیا فروبست.

 

یاسر عرب، کارگردان مستند «ننه قربون» درباره این بانو گفت: او از مجاهدینی بود که در زمان طاغوت هم به مبارزه با رژیم می‌پرداخت. آنها فعالیت‌هایشان را تحت عنوان جلسات قرآن انجام می‌دادند. او پیش از انقلاب اعلامیه‌های امام خمینی(ره) را پخش می‌کرد. بعد از انقلاب هم پس از راه‌اندازی «چایخانه»، توسط مادر شهید علم‌الهدی به آنجا آمد. او هم لباس می‌شست و هم قرآن آموزش می‌داد.

وی در مورد ویژگی‌های میرحبیبی گفت: او هم مثل همه زن‌هایی که در «چایخانه» فعال بودند هیچ آرزویی نداشت. حتی پس از اینکه دفتر مقام معظم رهبری دستور دادند تا به وضعیت جانبازی شیمیایی این بانوان رسیدگی شود، هیچکدام از آنها مراجعه نکردند و گفتند ما این کار را برای خدا انجام دادیم. آنها دغدغه شخصی نداشتند، تنها دغدغه آنها تاسیس یادمان شهدایی در مکان سابق پایگاه علم الهدی بود. نمی‌دانم چند نفر دیگر از این بانوان باید از دنیا بروند تا یادمانی در این مکان که در سراسر دنیا بی نظیر است، ساخته شود.

عرب با اشاره به واکنش مسئولان در قبال درخواست این بانوان مجاهد، گفت: یکی از مقام‌های مسئول در واکنش به درخواست این بانوان، مدفون بودن اعضا و جوارح شهدا را در پایگاه علم الهدی تکذیب کرده بود. این واکنش در حالی است که من سند تصویری در اینباره دارم. فیلمی از سال 64 وجود دارد که نشان می‌دهد این بانوان جگر یکی از شهدا را که در لباس‌هایش باقی مانده به دوربین نشان می‌دهند.

ننه قربون درگذشت اما یادمان شهدای اهواز ساخته نشد

 

وی افزود: پس از اینکه 350 نفر از این بانوان بر روی پیراهن یکی از شهدا نامه‌ای به مقام معظم رهبری نوشتند، موضوع پیگیری شد اما مسئولان محلی می‌گویند بر سر مالکیت این مکان بین سپاه و راه‌آهن مناقشه است و باید اول تکلیف این موضوع روشن شود. این در حالی است که 20 سال در این مکان تالار عروسی بوده و هیچ مناقشه‌ای سر آن نیست. جدیدا هم شنیدم که بر روی دیوارهای این تالار تعدادی نقاشی و شعر نوشتند تا بگویند ما این کار را کردیم اما تالار عروسی هنوز به کار خود ادامه می‌دهد و یادمانی ساخته نشده است.

 

لینک دانلود فیلم

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 26 فروردین 1394  ] [ 08:26 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

بسته هفته اول اردیبهشت مسجدنما آماده شد

تابلو اعلانات خود را هر هفته با بسته های ما روزآمد کنید:

http://masjednama.ir/post/Pack57

بسته پنجاه و هفتم از هفته پیش هم زودتر آماده شد! ان‌شاءالله با رضایت شما خداهم ازما راضی باشه و این روند ادامه پیدا کنه. در بسته این هفته موضوعات جالب و کمتر دیده و شنیده شده‌ای کار شده که امیدواریم مورد استفاده قرار بگیره

بسته 57 تقدیم به شما...

 2.51 مگابایت 2.51 مگابایت 39.8 کیلوبایت 6.52 مگابایت 4.82 مگابایت

 

کاریکاتور هفته به محض آماده شدن در مطلب قرار خواهد گرفت

 

میلاد امام محمد باقر علیه السلام

     

شهادت امام هادی علیه السلام

   

 

روز ارتش جمهوری اسلامی

   

 

عملیات بازی دراز

 

درگذشت دکتر کلیم صدیقی

 

شهادت سپهبد قرنی

 

 

 

تصویر تعدادی از فایل‌های پی دی اف این هفته (مناسب برای استفاده در شبکه‌های اجتماعی):

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 26 فروردین 1394  ] [ 08:02 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

موردکاوی هیئت

به قلم حجت الاسلام سید علی اصغر علوی
سفر به گودال قتلگاه (تشکلی به نام هیأت گودال قتلگاه امام حسین در تهران)
 
پیشنهادی به نام «دیدوبازدید تشکیلاتی» با هدف تولید علم بومی درون‌زا
 
برای هر کس که  نان گندمی از وادی مدیریت خورده و یا لا اقل در دست مردمانش دیده باشد، دیدار از مجموعه‌های موفق تشکیلاتی، هم فال است و هم تماشا؛ خاصه امروزه که بحمدالله نیاز به فهم تشکیلاتی، عطش بسیاری از مجموعه ها شده است.
 
مدتی بنا بود این دیدار رقم بخورد...این جا خیمه ای برپاست که راه خودش را پیدا کرده و برای مسائل جاری مجموعه‌ها، ایده‌هایی راهگشا دارد و تاکنون در محورهای متنوعی موفقیت داشته است. چند سطری در هوای این حسینیه کادرساز نوشتن، «خدا قوت»ی است برای اهالی آن.
 
در بسیاری کارهای فرهنگی حساب‌کتاب ها و دقتها گم شده است اما این جا خیلی حسابها رعایت شده است. دقت هایی از جنس افزایش کاربری فضاها، از زیر پله‌ها تا مهندسی درها و حتی کفشداری و... در اینجا یک سرفصل الهام‌بخش است که هوشمندانه و دقیق حساب شده است. این کار درجا نمی زند چرا که روی قدم هایش محاسبه است.
 
حرف ها اینجا خیلی مانوس بود. از لحن حکیمانه و صمیمی برادر بزرگوار جناب غلامحسین مردانی عزیز، مروری بر حسینیه گودال قتلگاه خواهیم داشت، هرچند که گرمای لحنی از جنس حنجره خود ایشان میخواهد که از سوز دل، ماجرای این حسینیه را بازگو کند، حسینیه ای که اعتقاد سازندگانش بر این است که: «همه کارها را امام رضا کرد، او نیرو فرستاد وکارها چفت شده» و تاکید میکردند که: «در همه این صفحات این را بنویسید که همه کارها را امام رضا کرد.» تواضع و اخلاص این خادم‌الحسین را باید از نزدیک دید و از لابلای کلامش احساس کرد؛ هر چند جمله ای که گزارش مجموعه را ارائه میداد با این جملات تمام میشد: «این مشق اول بود که نوشتیم شما خط بزنید.» «اینها مشق هایی بود که محضر شما ریختیم و پر غلط هم بود!» «چون در کار امام حسین همه چیز در طبق اخلاص هست این طرح ها را بیان می کنیم تا شما اصلاح کنید آنها را» «من تمام قد در خدمت شما هستم از شستشوی کف یا نوک مناره» و حرفش نهایتا این بود که: «ما به پلوخوری امام حسین رسیدیم! این کار فرهنگی ماست!»
 
هر چند در فضای ذهنی ما، بیشتر مطالب علمی باید در قالب مقاله ارائه شود تا جدی گرفته شود ولی باید باور کرد که گزارش‌های موردکاوانه مدیریتی هم سهم بزرگی در ایجاد نگرش و افزایش انگیزش برای اقدامات تشکیلاتی دارد و اصلا علم بومی و درون‌زایی که باید کشف کرد و به آن رسید یعنی همین!
 
دید و بازدید فردی و خانوادگی برای ما فرهنگ شده است، اما در این میان، امروز نیازی به نام «دید و بازدید تشکیلاتی» نیز احساس میشود؛ نیازی با هزار و یک دلیل! با هدف شناخت از ظرفیتهای یکدیگر، تکمیل و تقویت یکدیگر، همدلی، افزایش صمیمیت و نتیجتا انسجام و هم‌افزایی و تشکیل جبهه واحد علمی فرهنگی.
 
در این دیدار که در حسینیه گودال قتلگاه رقم خورد از هر دری سخنی رفت! و شبی که با محوریت یاد امام حسین و در هیات او باشد باید هم، چنین باشد. هر چند این گزارش‌واره مجددا بازنویسی و تبویب شده تا به ساختار فعلی رسیده است، اما سعی شد برای حفظ لطافت و گرمای لحن بحث و نیز درگیر شدن بیشتر ذهنها و همراهی دلها، با همان ادبیات ارائه شود، چرا که ادبیات ویژه ای را در دل خود ایجاد کرده است و برای بیان افقهایی تازه تقدیم میشود:
 
***
 
تاریخ شفاهی مجموعه
 
سال 79 از یک هیأت جدا شدیم.  5 نفر بودیم و در نهایت شدیم 20 نفر اصلی
 
تلاش شد در ابتدای کار، همه هیأتی باشند. همه کارها را همه یاد گرفتند، از پرچم زدن تا آشپزی کردن.
 
برخی روضه ها کم کم دارد گم می شود. گودال قتلگاه خودش یادآور یک اتفاق است که باید دائم تذکر داده شود. برای همین نام این حسینیه شد حسینیه گودال قتلگاه
 
روی حساسیت غروب جمعه هم مراسم در این موقع برگزار میشود: از عصر تا نماز مغرب.
 
البته در طول این سالها این هیأت هم بی مشکل و بی فتنه نبوده، حتی 4 بار جادو جنبل! پیدا کردیم در اینجا، شیشه و پونس زیر دست و پای عزادارها می ریزند وسط شور سینه زنی ... ولی همه اش باد هواست، علی بن موسی الرضا هوای ما را دارد! جهت منبر ما هم به سمت مشهد است! مداح ما پشت به دیوارش می نشیند و مستمع هم روبه حرمش!
 
***
 
رمز موفقیت
 
هر جا شورایی جلو رفت، زمین خورد. مسئول اگر غلط هم گفت ولی همه مطیع بودند بهتر از تشطط است.
 
در این جا وقتی تصمیمی گرفته شد یک کلام کسی غر نمی زند. البته قبول دارم ممکن است اشتباهی هم رخ بدهد. لذا اول از همه مشورت می گیریم ولی وقتی به مرحله تصمیم رسیدیم بچه ها همه حمایت می کنند.
 
به عنوان مثال داشتیم دیوار حسینیه را می ساختیم. به نظرم آمد که خراب کنیم و جهت دیگری بسازیم، همه خراب کردند و مجدد ساختند و در این میان یک نفر هم غر نزد!
 
برای یک مجموعه آدم سَرْ تو دست و متعهد لازم است. اگر قول دادی تو باید کار را سر وقت خودش برسانی ... من نمی دانم... اگر شده برو ماشینت را بفروش! و این کار را هم میکند!
 
وقتی کار به کسی سپرده شد مسئولیتش با خودش است و به من دیگر ربطی ندارد. برو از خاله، عمو قرض کن!
 
کار را با مسئولش میبندیم و دیگر خداحافظ! خودش می داند و خودش .
 
***
 
تعامل با دیگران
 
 با مجموعه های اطراف و سازمانها ارتباط داریم. با کلانتری منطقه، آتش نشانی و...ارتباطی صمیمانه داریم و همه‌شان در ایام خاص مثل روز آتش‌نشان و... از ما هدیه می گیرند، لذا همیشه اوج هماهنگی را داریم. رئیس کلانتری، شهردار و...در منطقه با هم ارتباط خوبی گرفتیم.
 
با بقیه مجموعه ها هم سعی می کنیم با هم برنامه نداشته باشیم. تعامل منطقه ای سیستم را نگه می دارد.
 
اگر داستان ما داستان امام حسین است، چه اشکالی دارد؟ جلسه شما شلوغ است؟ چه بهتر! ما هم می آئیم تا جلسه شلوغ تر شود! شما هم جلسه ما تشریف بیاورید! نگاه این است.
 
***
 
روابط عمومی
 
مسئول روابط عمومی باید خوش اخلاق باشد، آمار بجه ها را هم باید داشته باشد: چرا فلانی نیامده؟ برایش مشکلی پیش آمده؟ مریض است؟ مشهد رفته است؟ مثلا اگر مشهد است پیامک می دهیم: حرم امام رضا دعا گو باش! این طور می فهمد که بود و نبودش برای ما مهم است .
 
 با این روش ما همیشه اولین نفریم، او هم هر مراسمی باشد اولین نفر خودش را می رساند.
 
***
 
مدیریت حوزه مالی و تدارکات
 
کشتی هر چقدر قشنگ باشد تا زیرش آب  نباشد راه نمی رود. بحث های مالی مهم است، ماهی 5 میلیون تومان که داشته باشیم حداقل است که تازه معادله مالی سر به سر و صفر شود.
 
در طول سال 21 شب را شام می دهیم فقط. مابقی اش چای است. این 21 شب هم بین اعضا تقسیم می شود. مثلاً 10 نفر متصدی شام شهادت امام رضا هستند ولی متعهد می شوند. نوع غذا مهم نیست. هر چقدر روزی باشد. فقط بدانیم صاحب و بانی آن شب کیست.
 
طرف هم می داند یک سال فرصت دارد تا برای آن یک شب که بانی شده پول جور کند تا در این دیگ امام حسین، او هم سهمی داشته باشد. به همین ترتیب هزینه‌های قبض آب و برق و بنر و تبلیغات هم جور می شود.
 
***
 
نمونه‌ای از ساز و کارهای تشکیلاتی
 
منشور دستورالعمل نوشتیم برای هر کس و به دستش دادیم: اتاق صوت، آبدارخانه، در هر بخش عموماً دو سه نفرند اگر یکی هم فرضاً مریض شود به دیگری می دهد. هر کدام سر گروه دارد و تیمی دارد که باهم می آیند و می روند و برنامه دارند.
 
فرصتها و زمانها را مدیریت میکنیم: مثلا 3 تا گونی سیب زمینی آمده هیأت! بهانه گعده هم جور می شود ، بیا با هم حرف بزنیم و سیب زمینی ها را هم خرد کنیم! قبل از دهه سیب زمینی می خرند، خرد می کنند، فریز می کنند تا در دهه راحت تر باشند. آخر هفته ها از ذی القعده بیا سبزی پاک کنیم تا فشار نیاید شب عاشورا.
 
چراغ های رنگی در مراسم هم آئین خاص خودش را دارد در هیأت: وقت روضه: آبی، سینه زنی، قرمز، شلوغ هم که باشد سبز را هم روشن می کنند که جیب کسی را نزنند!
 
بخش خواهران: حتماً باید در بخش خواهرها نفوذ داشته باشیم و الا فتنه می شود سر یک استکان!
 
لذا باید خانواده هایمان هم درگیر باشند، مثل خواهر و نزدیکان.
 
در بخش خواهران از کلاس آشپزی، بچه داری دارند تا مهدویت! اصلاً با ما هم، کاری ندارند؛ فقط برنامه هایشان را اعلام می کنند.
 
هیأت خدام : کفشدار و آشپز در حین خدمت فرصت نکرده، سینه نزده و هنوز خوب گریه نکرده. برای این که او هم از این کاروان جا نماند یک فضای اختصاصی باید ایجاد شود.
 
خیرین: 30 خانواده را تحت پوشش داریم. ماهی یک جهیزیه عام و خاص...
 
هیأت کودکان: نفری هزار تومان ورودی هر جلسه است طبقه بالای حسینیه به عنوان مهد کودک. خیلی برای بچه ها جاذبه دارد. برای همین بچه ها هم هیأت را دوست دارند.
 
***
 
امانات (کفش و لباس)
 
کفشداری ما امانت داری هم دارد. مدیریت جا در هیات با همین امانات اعمال میشود: ظرفیت کفش داری را فعال کردیم با این سه هدف:
 
1)کفش در پلاستیک در هیات دائم خش خش میکند و روی اعصاب است.
 
2)بحت امنیت کیف ها که هر کیفی وارد هیات نشود.
 
3)از همه مهمتر وقتی کفش ها را دم در گرفتی جا باز میشود برای نشستن عزاداراها
 
 دیوار حسینیه چوب‌لباسی دارد، لباس را هم دور تا دور حسینیه آویزان می کنند تا هم چروک نشود و هم از دور لباسشان را ببینند که کسی آنرا نزند!
 
بخاری جلوی کفشداری: برای موتوریهایی که در سرمای زمستان خودشان را به هیات رسانده اند، در کفشداری قبل ورود به هیأت با این بخاری قدی بزرگ گرم می شوند و بعد می آید داخل، تا موتوری بفهمد قدرش را می دانیم، به فکرش بوده ایم تا قبل از ورود به هیات گرم شود و برایمان قابل احترام است.
 
***
 
منابع انسانی
 
 اگر اعضا با هم مشکلی پیدا کنند به آنها میگوییم: بروید باهم استخر، اردو، پارک، خانه هم دیگر و  دعواتان را حل کنید.
 
طلبه ها و دانشجوها هرز می رفتند ما گروه یار تشکیل دادیم که کننده ی کار باشند و تیم بشوند.
 
پنج شنبه ها با سؤالات دانشجوها می آیند و طلبه ها جواب می دهند. این طور خوراک می دهیم به دانشجو تا به جایی بند باشد. 
 
***
 
ولادتها
 
ولادت ها را هم در خانه رفقا بر گزار می کنیم تا صدای «حسین حسین» از خانه ها نیفتد.
 
چند مزیت دارد:
 
ـ معرفی هیأت به محله
 
ـ معرفی شخصیت هیأتی میزبان و نمایش عقبه دفاعیش در محله! (که این همه آدم پشتوانه اوست که با هم یکدست و همدلند)
 
ـ همسایه ها هم وقتی می آیند مجموعه را کم کم می شناسند و باب یارگیری جدید هم باز می شود.
 
ـ بعضی مردم اعصاب روضه ندارند برای همین در شادی های می رویم، کسی هم غر نمی زند و این خودش می شود عامل جذب. این جاست که شماره اعضای جدید را برای پیامک ها می گیریم.
 
***
 
مدرسه‌ای زیر گنبد حسینیه!
 
هر حسینیه یک مدرسه می خواهد: باید کماندو و آدم حسابی تحویل بدهیم!
 
50 تا کماندو یک امت را حریف است! اگر بچه در محیط امام حسین تربیت شود. این طوری ما 700 تا دانش آموز نمی خواهیم. 50 تا ولی کماندو بس است اما 50 تا «کماندو»، «کماندوی فرهنگی»! لذا هرجا حسینیه زدید خداییش یک طبقه اش را مدرسه کنید و کماندوی فرهنگی تربیت کنید!
 
مدرسه سازو کار تربیتی خاصی دارد: تو اگر شلوغ کردی حق نداری بیایی نمازخانه! این طور دانش‌آموز گریه می کند برای شرکت در نماز!
 
حداکثر تنبیه ما این است: «برو با تو قهرم!» این طور دیگر کلاس تعطیل نمی شود و نمی ریزد بیرون.
 
داستان تربیت بچه شر کلاس!: همیشه وقتی بچه کار بدی می کند به خانه‌اش زنگ می زنند، مترصد لحظه ای بودم تا بچه شر کلاس را شوکه کنم! کاری کردم که رویش کم شد. آمدم داخل کلاس و جلوی بچه ها به مادرش زنگ زدم. گفتم چون امروز با لیوان آب خورده می خواهم از او تشکر کنم. مادرش به گریه افتاد، جا خورده بود! همیشه اگر بچه خطایی کند به منزل زنگ می زنند ولی این بار .... بچه های کلاس هم بلند گفتند: مادر فلانی متشکریم!
 
کتابخانه کودک: همین که کودک کتاب را برداشت و با فرهنگ کتاب و انس با آن آشنا شد ما گل را زدیم! و برنده شده ایم و لو او کتاب را پاره کند.
 
***
 
سوال مدیر این مدرسه از کادر مدرسه: «امام حسین کارشناسی داشت یا  دیپلم یا دکترا؟» «امام حسین کی با سیلی تربیت کرد؟» «اگر امام حسین بود مدیر مدرسه بود چه میکرد؟ آیا کسی را میزد؟ آبروی کسی را میبرد؟ بروید این را شرح وظیفه کنید
 
«امام حسین دنبال کرامت انسانی بود. برمبنای امام حسین اگر امام حسین مدیر مدرسه بود چه میکرد؟» «حضرت امیر  در مواجهه با کودکان صدای گوسفند در میآورد، یعنی وقتی به بچه رسیدی باید بچه شوی»
 
در کلاس شلوغ معلم فقط مبصر کلاس است! این طور اصلا فرصت نمیکند درس بدهد و تربیت کند. بیشتر وقتش به آرام کردن بچه ها میگذرد.
 
مراحل 20 گانه تنبیه: معلم خوب کسی است که به مرحله 16 نرسد از 20.
 
11سال با تیپ اساتیدی چون دکتر قائمی کار روانشناسی کودک داشتیم و فضای مطالعه. مثلا 5 ساعت جمعه شبی درباره تقلب صحبت می کردیم. بحث خیانت در امانت را مثلا...این ها چکیده اش شد این بحث عملیاتی در مدرسه. حاج علی ناسخیان در طرح مشکوه را هم دیدیم و...
 
دقت های تربیتی در بحث تربیت دانش‌آموزان: بحث نوشته های روی لباس: «به دانش آموز میگوییم تو اتوبوس نیستی که روی تنت تبلیغات شود، تازه پول هم میدهی و مجانی تبلیغ جای دیگر را روی تو بنویسند؟ اول بچه را توجیه میکنیم بعد میگوییم اگر روی حیاط مدرسه تبلیغ جایی روی لباست بود و معنایش را ندانی جریمه میشوی!»
 
نقد فیلم با رویکرد خلاق: مثلا کارهای اشتباه پت و مت: مثلا در تابستان کسی کلاه بر سرش نمیگذارد!
 
بچه‌ها از کاشی زمین حیاط حسینیه، جدول ضرب یاد میگیرند. سال دوم روزنامه میخوانند (ترجیحا روزنامه ورزشی که چالشی باشد)
 
هر درخت یک مسئول دارد. هر دانش آموز مسئول یک درخت است که تمرین مسئولیت پذیری میکنند.
 
سایت در مدرسه: کلاس 1و2و3 نرم افزارهایword  وexell؛ در کلاس 4و5 هم نرم افزارهای فتوشاپ و  کرل یاد میگیرند.
 
اگر همین ها رشد کنند بس است! باید مرد تحویل بدهیم!
 
این جور شما قدرت انتخاب داری. در ابتدا و اولش سخت است ولی  بعدش این شما هستی که شرط میکنی با طرف مقابلت.
 
18 سال است معلمم. هر جا رفتم یک سلمانی هم راه انداختم. این جا هم یک سلمانی (پیرایشگاه) دارد تا بچه ها درسیستمی که ما می خواهیم باشند و رشد کنند.
 
***
 
افزایش کاربری فضاها
 
یک جا اگر زیر پله ای هست استفاده کن.در زیر پله میشود یک مانیتور و کیس گذاشت و یک سایت نقلی زد!
 
کاربری فضاها را باید افزایش داد:سانت به سانت استفاده شده و هدر نرفته
 
از این زمین به اندازه 10 هزار متر استفاده شده! روزهای زوج این جا باشگاه جودو می شود! از یک سالن ما سه استفاده گرفتیم!
 
در این ساختمان 4 طبقه، 3 تا کتابخانه داریم که شده پاتوق طلاب و دانشجوها. دیگر اینکه صبح تا ظهر این جا مدرسه است، عصر هم بحث رشته دانش پژوهان قرآن می شود.
 
پزشکی هم داریم: دکتر فضلی تشریف می آورند. یک روز قلب، حجامت هم داریم، دندانپزشکی هم
 
دقت ها از زیر پله‌ها تا درها در اینجا یک سرفصل الهام‌بخش است:
 
درها هم روی حساب ساختیم درس حادثه مسجد ارگ تهران که به خاطرش جگرها سوخت. همه درهایمان به سمت بیرون باز میشد نه داخل که کسی پشت در گیر بیفتد. «باید هیاتی ساخت» یعنی همین!  طراح ناظر باید هیاتی باشد تا این نیازها را بفهمد.
 
مدیریت جا و مکان در هیات: ظرفیت کفش داری را فعال کردیم با سه هدف:
 
1)کفش در پلاستیک در هیات دائم خش خش میکند و روی اعصاب است.
 
2)بحت امنیت کیف ها که هر کیفی وارد هیات نشود. (احتمال خرابکاری و آشوب)
 
3)از همه مهمتر وقتی کفش ها را دم در گرفتی جا باز میشود برای نشستن عزاداراها
 
جایی پرت نرفته: انسان از تماشای این دقت ها به وجد می‌آید،عمق دارد، بهره وری عالی است، استفاده بهینه از جا، محاسبات محاسبات خوبی است، توجه به سود صرف نیست.
 
توزیع شام هم سیستمی دارد:تجمع غذا،طراحی پله ها همه و همه برای توزیع مناسب حساب شده است.
 
***
 
موتور محرکه
 
هر وقت زیر فشار کارها له میشوم میروم موزه شهدا. وقتی بیرون می‌آیم می خواهم دنیا را فتح کنم.
 
دیدن آن حماسه ها و این که تنگه را ول نکردند و ایستادند درس است. همه این کارهایی که ما میکنیم سختی یک شب سرد پاوه نمیشود. تحمل آن اوج سرما، یا آن رزمنده ای که سه شب در یک کمد مخفی شد یا آن دیگری که از شدت گرسنگی در یک منطقه پشت یک عراقی را کباب کرد و خورد...هروقت کم می آورم این ها را ورق میزنم و به خود تشر میزنم که: بلند شو جمعش کن این کاسه کوزه را! «ما به پلوخوری امام حسین رسیدیم! این کار فرهنگی ماست!»
 
***
 
جدیت در کار
 
با جدیت این نظر را میگفت: «کاری که انجام میشود باید درست از آب در بیاید، ما یا کار می کنیم یا کثافت کاری نمی کنیم! کار باید تمیز انجام شود. وقت آزمون و خطا گذشته است. می گویند کار با شما سخت است. من هم جواب می دهم فرصت مثل ابر می گذرد. طرز تفکر این است.»
 
***
 
مابعد التحریر
 
آنچه گذشت مروری سریع بر مجموعه حسینیه گودال قتلگاه امام حسین در تهران بود. بسیاری از ظرفیتها در این مرور، فرصت ارائه پیدا نکرد. آنچه هم از نظر گذشت اشاراتی گذرا بود از این ظرفیتها. اما شاید بعد از صفای باطن و اخلاص اعضای این مجموعه، دو عامل زمینه ساز موفقیت های این مجموعه شده است:
 
1.       آدم سرتو دست و ماجرای تعهد اعضا که در سرفصلی اشاره شد
 
2.       تبعیت اعضا و اینکه این جا وقتی تصمیمی گرفته شد همه همراهی میکنند و کسی غر نمیزند،
 
و قشنگی کارشان به این بود که از صفر شروع کرده بودند.
 
توفیق، رفیق راهشان

ادامه مطلب
[ سه شنبه 25 فروردین 1394  ] [ 01:05 ب.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

فریدون عباسی از مذاکره می گوید

فریدون عباسیدکتر فریدون عباسی دانشمند هسته ای به مناسبت روز ملی فناوری هسته ای در دانشگاه شهید چمران اهواز سخنان جالبیرا بیان کرده است:

– اینکه می گویند رشته آقای جلیلی فقه و الهیات بوده است و در مذاکرات بیانیه می خوانده است اصلا اینگونه نیست. آقای جلیلی دکترای علوم سیاسی دارد و قبل از مذاکرات در زمینه های گوناگون از متخصصین دعوت می کرد، جلسه می گذاشت و نیازهای آنها را می گرفت و با دست پر برای مذاکره می رفت.

– توافقنامه های سعدآباد وبروکسل در سال ۸۲ و ۸۳ را بررسی کنید. هر چه که ما آنجا کوتاه آمدیم آنها علیه ما قطعنامه صادر کردند و می خواستند پرونده ما را به شورای امنیت بفرستند.

– تیم مذاکره کننده فعلی اگر کلاسور اقای جلیلی را می گرفت و مطالعه می کرد برای هر بندی چند گزینه می دید و می توانست با دست پر تری به مذاکره برود و دستاورد بهتری نصیبمان می شد اما بدون توجه به گزارش آمانو در سال ۲۰۱۱ رفته مذاکرات کرده اند و تمام دستاوردها را یکجا داده و آمده اند و دیگر چیزی ندارند که بروند چانه زنی کنند.

– فردو اساسا برای تحقیق و توسعه نیست کدام عاقلی ۱۰۰ متر زیر زمین تونل بکند بعد برود آنجا تحقیق فیزیک هسته ای کند فیزیک هسته ای اصلاً ربطی به صنعت هسته ای ندارد. شرایط فعلی در صنعت هسته ای باعث می شود جوانان دانشمندمان به خارج بروند تا ارضا علمی شوند و وقتی فرصت ها را در داخل از بین رفت، مهاجرت فکر یا ژن هوشمند اتفاق می افتد.

نوشته روایت جالب فریدون عباسی از «کلاسور سعید جلیلی» اولین بار در بچه های قلم پدیدار شد.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 25 فروردین 1394  ] [ 11:38 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

مسجد و اعتکاف

برای تبادل نظر و ارائه ایده‌های مسجدی در زمینه برگزاری مراسم اعتکاف در مسجد، روی نشانک(معادل فارسی آیکون) زیر تلیک (معادل فارسی کلیک) کنید:

 

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 24 فروردین 1394  ] [ 11:12 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

«ذکر»| تقویم تاریخ اسلام در ماه رجب

کاری از مسجدنما

طرحی که پیش رو دارید توسط یکی از هنرمندان مسجدی تهیه شده و مناسب چاپ در اندازه 90 در 60 سانتی متر به صورت پلات و 4 در 2/6 متر به صورت بنر است. این طرح شامل ذکر مهم‌ترین اتفاقات تاریخی اسلامی در ماه رجب المرجب است. برای دریافت طرح در اندازه اصلی روی تصویر زیر تلیک کنید:

 

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 24 فروردین 1394  ] [ 11:05 ق.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]

حاجی قاسمیان|مذاکره به سبک قرآن

شب گذشته جلسه هفتگی هیئت میثاق با شهدا دانشگاه امام صادق(ع) با سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان برگزار شد.

آنچه در ذیل آمده است چکیده ای از فرمایشات حجت الاسلام قاسمیان در مورد مسائل روز می باشد.

ایشان با اشاره به موضوع سقیفه و همچنین اشخاص جریان ساز آن دوران اذعان فرمودند:

خدا نکند که ولی‌فقیه ما حرفی را بزند که زمان حضرت امیرالمؤمنین آن را فرمودند که چه کنم که کسی نیست که حرفم را گوش کند.

از امام باقر (علیه‌السلام) پرسیدند که چرا سقیفه در زمان حضرت امیر به وجود آمد در حدیث داریم:

سدیر گوید: نزد ابوجعفر باقر (ع) بودیم و از رحلت رسول خدا (ص) و خوار شمردن على (ع) سخن به میان آمد، یکى گفت: خدایت سامان دهد، پس عزت و شوکت بنی‌هاشم چه شد؟ ابوجعفر گفت: از بنی‌هاشم کسى بر جاى نبود، جعفر و حمزه شهید شده بودند، دو تازه مسلمان ناتوان بی‌مقدار به جا بودند که عباس و عقیل باشند، این دو تن طلیق بودند که براساس مقررات نمی‌توانستند تصمیم بگیرند، یعنى زندگى و آزادى خود را مدیون اسلام بودند، اگر حمزه و جعفر زنده بودند آن دو تن به مراد خود نمی‌رسیدند . کلینى، ، الکافی، دار الکتب الإسلامیه – تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.ج‏۸ ؛ ص۱۸۹

اگر به جای آن‌ها جعفر و حمزه بودند این جریان به وجود نمی‌آمد بلکه گاهی دو نفر می توانند تمام معادلات را به هم بریزند. نمی‌گوییم که عقیل و عبدالله انسان‌های بدی بودند ولی نتوانستند جریان تاریخ را تغییر دهند و افراد جریان سازی نبودند.

و همچنین در قسمت دیگری از سخنان خود با تفسیر آیات ۵۸ تا ۶۷ سوره مبارکه انفال متناسب با مسائل روز اینطور عرضه داشتند که:

یک مشکلی که هست! ما بیش از حد عاقل شده‌ایم یعنی وعده‌هایی که به ما داده شده است را باور نمی‌کنیم. ما عاقل هستیم ولی عاشق و عارف نیستیم و عقل داریم ولی عقل منور نداریم. اگر عارفانه فکر کنیم می‌توانیم کربلای پنج را رقم بزنیم و جنگ را ترتیب دهیم.

ما هر چه توان داریم بگذاریم و به میدان وارد شویم دیگر حساب نکنیم که چه مقدار می‌توان دشمن  را از بین برد، آن دیگر دست خداست. نباید از اولیای طاغوت ترسی داشته باشیم چرا که شیطان خودش اولیای خودش را می‌ترساند. إِنَّما ذلِکُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنی (آل عمران، ۱۷۵) نباید مشکک باشیم و یک پا جلو بگذاریم و یک پا عقب بلکه به دل مشکل‌ها وارد شویم.

وَ إِنْ یُریدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنینَ (۶۲)

تا زمانی که مطالبه گری نباشد نمی‌توان به هدف خود رسید. یک طرف بیاستد و کارهای خود را انجام دهد و طرف دیگر فقط بیاستد و فحش بدهد. باید دانست که با مستکبرین عالم نمی‌توان توافق داشت چون شیوه و روش آن‌ها کلاً با ما متفاوت است. رویکرد آن‌ها فرق دارد. چه بسا تیم مذاکره کننده‌ی متدیّنی واقعاً زحمت کش است ولی ولایت فقیه جامعه به مذاکرات خوش بین نمی‌باشد. اگر نصیحت و موعظه ای هم می‌شود هم دلانه است و باید پیش بینی شده باشد که نتیجه‌ی آن چه می‌شود.

البته باید یاد آن زنده نگه داشته شود چون حافظه‌ها کوتاه مدت است و پس از مدتی آن را فراموش می‌کند یا اینکه درک متفاوتی از آن پیدا می‌کنند. اگر نه دی نبود فتنه ای ۸۸ به سوء تفاهم‌هایی تبدیل می‌شد. این اتفاقی که افتاده است خوب است ولی اگر به شعور مردم افزوده شود و هزینه‌ی آن به صرفه است که برای مردم تجربه ای حاصل شود.

وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ (۶۳)

ای پیامبر نمی‌توان با تقسیم ثروت تنها معارف دین الهی را گسترش داد. (به در می‌گوید که دیوار بشنود !!!)

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ (۶۴)

ای پیامبر اینقدر نخواه به بیرون تکیه کنی بلکه خدا و مؤمنینی که تو را پیروی می‌کنند کفایت تو را می‌کنند.  کافی است که خودتان را باور داشته باشید.

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنینَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ (۶۵)

ما جنگ طلب نیستیم ولی می‌گوییم که نمی‌توانیم با آمریکا صلح کنیم.

مؤمنی که استطاعت خود را به میدان بیاورد می‌تواند با توکلی که به خدا داشته کاری کند که هیچ تحلیل گری به آن پی ببرد همان گونه که‌اتی سینجر که بیست حرکت دشمن را می‌توانست با تحلیل خود پیش بینی کند ولی همه‌ی تحلیل گران از جلمه او در مورد امام خمینی می‌گوید که ما نفهمیدیم که چه کاری کرد امام خمینی می‌توانست چهل حرکت دشمن را پیش بینی کند.

مؤمنین را تشویق کنید تا در مقابل دشمن بیاستند.

الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فیکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ صابِرَهٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرینَ (۶۶)

اگر شما صد نفر باشید می‌توانید بر هزار نفر از دشمنان غلبه کنید.

ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُریدُونَ عَرَضَ الدُّنْیا وَ اللَّهُ یُریدُ الْآخِرَهَ وَ اللَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ (۶۷)

ای نبی حق نداری از آن‌ها اسیر  بگیری تا بعد از آن پای میز مذاکره بنشینی و بده و بستون انجام دهی بلکه فقط می‌توانی بکشی. حق نداری بگویی اسیر می‌گیریم تا بتوانیم وضعیت اقتصادی خود را رونق دهیم.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 فروردین 1394  ] [ 02:55 ب.ظ ] [ حمید درویشی شاهکلایی ]